در ویدیوی بغض جایگاه ها عوض شده و چون شعر حال و هوای خود خواننده (اول شخص) رو مطرح میکرد/شادمهر به عنوان راوی (مثل ویدیوی رسیدی) حضور نداشت و به بازی پرداخت که انصافا حالت صورت شادمهر به هنگام خواندن / تمام حس آهنگ رو انتقال می داد و بازی فوق العادش به کارگردان این جرات رو نمیداد که از کس دیگه ای در این نقش استفاده کنه.
در این ویدیو به خاطر نوع شعرش جای شادمهر با بازیگران ویدیوی رسیدی عوض شده بود و اینبار اینگونه حس میشد که شادمهر میخواهد به هدفی که مد نظر دارد برسد( این هدف میتونه هر چیزی باشه/ عشق/ موفقیت/و...) ولی اینبار زنجیرهایی که در ویدیوی رسیدی به دست و پای بازیگران بسته شده بود جای خودش رو به صندلی داده بود که به صندلی شکنجه ی اتاقهای بازپرسی در خارج از کشور شباهت داشت. و بسته شدن شادمهر به این صندلی اجازه ی حرکت و رسیدن به گوی بزرگ ( که عینا در ویدیوی رسیدی بود و نمادی از همان اهداف بود) به شادمهر نیمداد. علاوه بر این عامل بازدارنده ای نیز در ویدیو حضور داشت مثل اون مردی که بوکسور بود و مدام با مشت زدن به صورت شادمهر سعی داشت با شکنجه دادنش او رو از رسیدن به هدفش باز داره و این دقیقا همان چیزیست که در خیلی از جوامع به واسطه ی محدودیتهاشون دیده میشد و در واقع اون مرد بوکسور نمادی از این محدودیتها و جلوگیری ها بود. حتی در چندین صحنه تلاش بیش از حد شادمهر به صورت ضربه هایی به صورت آن مرد دیده میشد( اما قدرت آن مرد میچربید).
در مورد زنی که جلوی شادمهر قرار داشت ( و انتقادات بیشتر به خاطر این مسئله بود) باید عرض کنم که اون زن نقش عوامل تحریک کننده برای رسیدن به اون هدف رو باری میکرد(
نه تحریک جنسی) بلکه مدام شادمهر رو به تلاش بیشتر برای رسیدن به آن هدف تحریک میکرد. در واقع این زن در خیال شادمهر حضور داشت نه در مقابلش و برای اثبات این حرف به صحنه ی اول ویدیو دقت کنید که وقتی صورت زن به صورت شادمهر نزدیک میشد هیچ حرکتی از شادمهر نمیدیدیم انگار که در نزدیکی او هیچ چیز حضور ندارد. به هر حال با زیرکی کارگردان این گونه به بیننده القا میشد که حتی این عوامل تحریک کننده از سوی همان عده ای سازماندهی میشوند که عوامل بازدارنده رو در اختیار دارند. تا هم شادمهر(مردم) رو به تکاپو بیندازند هم خود جلویشان را بگیرند تا این سردرگمی میان به دست آوردن یا رها کردن هدف یک نتیجه داشته باشه و اون صحنه هاییست که شما یک سگ را در کنار شادمهر در ویدیو میبینید.
همان صحنه ای که شادمهر در کنار سگ مشغول گیتار زدن است ( و خیلی از طرفداران را ناراحت کرده) صحنه ی اصلی و نتیجه گیری ویدیوست. اگر دقت کنید تنها در موقعی که این سگ در کنار شادمهر قرار داده شده / دست و پای شادمهر رو باز کرده بودند و حتی به او اجازه ی بروز استعداد(نواختن گیتار) داده بودند. چراکه به خاطر ترس شادمهر (مردم) از این عامل بازدارنده ی خطرناک (سگ) / با اینکه آزاد هستند اما از چهار چوبی که برایشان مشخص کرده اند فراتر نخواهد رفت و در واقع به هدف اصلی نمیرسد هر چند که آزادی نسبی دارد. دقیقا کاری که میخواستند با شادمهر در ایران بکنند اما او نپذیرفت و رفتن را ترجیح داد. در واقع ترس و وحشت و به نوعی دیوانگی که در اثر همان سردرگمی میان رسیدن به هدف و یا رها کردن آن برای شادمهر به وجود آمده در آن صصحنه در چهره ی شادمهر موج میزند.و این شاید مسئله ای است که برای خیلی از انسانها در جوامع عقب افتاده و محدود به وجود آمده است. در آن صحنه ای که به سگ نان داده میشود در واقع جیره خواری این عوامل بازدارنده از عوامل مدیریت آن اجتماع است. که اجازه ندهند انسانهای با استعداد به اهدافی که ممکن است مقعیت آنان را به خطر اندازد برسند.
در مورد نام بغض که اشاره شد هیچ ربطی به شعر ندارد : اولا این مسئله مربوط به شاعر کار است که این اسم رو برای شعرش انتخاب کرده . ثانیا نام بغض نشانگر وضعیتیست که این نوع انسانها باهاش درگیر هستند و در واقع شعر سرچشمه گرفته از بیان حال و هوای این افراد که دچار بغضی سنگین در سینه هستند. اما شادمهر با گفتن بازم میخوامت در واقع ناامید نشدن از رسیدن به هدف رو نوید میده و باز هم رسیدن به هدفش رو میخواد...
در مورد اون دختر باید خدمتتون عرض کنم بیشتر ٬ مواقعی صورت دختر کاملا به صورت شادمهر نزدیک میشه که کلمه ای رو میخواد بگه و یا آوایی رو زمزمه کنه. و این بهترین تصویریست که یک کارگردان میتونه از الهامات و توهمات ذهنی ایجاد کنه. همانطور که گفتم این دختر در خیال شادمهر حضور داره نه در واقعیت. اما به دلیل اینکه ما ایرانیها به همچین صحنه هایی عادت نداریم اینگونه نزدیکیها رو تحریکات جنسی میدونیم. ولی در نمونه های فیلمهای هالیوودی از این نوع حرکات بیشتر برای القای توهمات ذهنی استفاده میشه به خصوص در فیلمهای ترسناک و یا تعلیق.
به هرحال به نظر من تحریکات جنسی نمیتونسته جایی در این ویدیو داشته باشه چراکه هیچ ربطی به مضمون شعر نداره و شعر عمیق تر از این حرفاست. در ضمن برای القای تحریکات جنسی صحنه هایی به مراتب صریح تر و مناسب تر میشد ایجاد بشه که در نمونه کارهای دیگه ی الک کارتیو دیده بودیم. مثل ویدیوی چشمات که برای آیدین ساخته بود.
شات آخری که از شادمهر گرفته شده در واقع پایانیست بر رویا و یا کابوس وحشتناک و تلخی که بر شادمهر گذشت و همه ی ما به همراه شادمهر شاهدش بودیم. نتیجه ی پایانی این کابوس بغضیست که در چهره ی شادمهر به وجود آمده در واقع اشاره ی زیرکانه ای نیز به نام ویدیو و ترانه داره. این بغض که چهره ی معصومی برای شادمهر در آخرین صحنه ی ویدیو به وجود آورده مهر تاییدی است بر این مسئله که چهره ی خشن شادمهر در طول ویدیو تنها به خاطر شرایط سخت حاکم بر زندگیش در راه رسیدن به هدفشه و در واقع این بغض نقطه ی پایان همه ی حوادث یا موقعیتهای دراماتیک هست. فکر میکنم با اینکه بسیار کوتاه هستش ولی اثری به اندازه کل زمان ویدیو درش نهفتست و بیننده رو حتی تا مدتها بعد از اتمام ویدیو درگیر خودش میکنه و به فکر فرو میبره....